::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::

نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم


admin
آفلاین



ارسال‌ها: 108
عضویت: 22 /11 /1391
تشکر کرده: 52
تشکر شده: 88
حجاب را دوست دارم چون....
RE : 6
در این تایپیک می توانید نظراتی را در این باب مشاهده نمایید که چرا برخی حجاب را رعایت می کنند؟

حجابم رو دوست دارم چون خدایی
که من رو زیبا افریده ..
برای درامان ماندن از نگاه های الوده اون رو به من واجب کرده
حجابم رو دوست دارم چون اگه افتخار دارم که عاشق شهدا هستم
باید به وصیت هاشون هم که حفظ حجاب هست عمل کنم



بنده اوایل که چادر رو انتخاب کردم زیاد معنای چادر رو نمی فهمیدم صرفا برای خدا پوشیدم چون بنظرم میومد که خدا اینجور راضیتره و باورتون نمیشه وقتی میپوشیدم یک احساس دورنی میکردم که انگار بزرگم نه فقط از نظر سنی بلکه انگار یه جایگاهی بود یه احساس درونی بود و چرا این حس بهم دست میداد نمیدونم.

اما حالا که چادر رو حتی جلو شوهر خواهرهام هم دوست ندارم در بیارم ، بازم دلیلش اینه که خدا راضی تره منتها الان چادر جزیی از وجودم شده انگار اصلا نمیشه درش بیارم ان شاءالله که هیچوقت هم همچین اتفاقی نیفته.

در پرتو این چادر پوشیدن ، احساس آرامش و امنیت بیشتری دارم ، و خودمو یه جورایی مثل یک سرباز میبینم و کلا به چادری بود خودم راضیم.

ان شاءالله تمام کارای دیگه هم مثل چادر پوشیدنم خوب بشه.


راستش انجور که یادمه از دوم ابتدایی روسری پوشیدم،چادر نه ها...چادر برای سنم خیلی سنگین بود...همون روسری و لباس استین بلند عادی...
احساس بهتری داشتم وقتی میپوشیدمش...با اون سن کمم حجابو دوست داشتم.احساس امنیت و ارامش بیشتری داشتم...
از همون روز اولش تو فامیل مشهور شدم
جدا از فامیل های پدریم که مسخرم میکردن فامیلای مادریم استقبالشون عالی بود...
سوم بودم که لباسمو در اوردم و مانتویی شدم.ریزه بودم و مانتو برام پیدا نمیشد ولی خب بالاخره پیدا کردم و پوشیدم.
انقدر تشویق شدم و از چادر و حجاب خوشم اومد که پنجم چادری شدم...
مسخره کردنا بیشتر شد ولی خب حرفای اونا در برابر علاقم به چادر هیچ بود...و البته هست...
بزرگتر که شدم چند بار خواستم چادرو کنار بذارم...ولی نذاشتم تا الان
هر وقت توی خیابون راه میرم بعضی موقع ها نگاه مردم با تحقیره..بعضی موقع ها تحسین...ولی برام نه تعریفشون مهمه نه تحقیرشون...
مهم خودمم...مهم خدامه که برای اون دارم چادر میپوشم.
اگه تو نگاه خدا تحسینو ببینم برام کافیه.
خیلی خوشحالم که مایه ی لذت بردن مردای هیز نمیشم...مایه ای میشم که اصلا نگامم نکنن.
خداروشکر
همین دیگه
ایشالا همینجوری ادامه بدم...
یاعلی



چون باشخصیتم شناخته میشم نه ظاهرم
من به خاطرچادرم هیچ وقت حس حقارت نکردم بلکه باعث افتخارمه
من دوسال دورازخانواده ام توخوابگاه شهری که هیچ اشنایی نداشتم تادرصورت انجام دادن گناه به خانواده ام اطلاع بدن همه جوره پاک موندم وحتی یک بارهم بدون چادر توخیابون های اون شهرنرفتم چون حجابم اجبارخانواده ام نیست علاقه خودمه



یکشنبه 20 مهر 1393 - 14:00
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
1 کاربر از admin به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند : th66 ,
12»



تازه سازي پاسخ ها
پرش :
صفحه اصلی | انجمن | ورود | عضویت | خوراک | نقشه | تماس با ما |